تبليغاتX
خستگی های من

خستگی های من

هر شب خواب می بینم که اون با منه

+نوشته شده در یکشنبه 1390/11/09 ساعت توسط --- | |

احساس تنهایی داره روحم و داغون میکنه

به باور رسیدم که هیچکس نمیتونه دوستم داشته باشه و کنارم بمونه...

+نوشته شده در شنبه 1390/11/08 ساعت توسط --- | |

امروز تمام گریه های دنیا سهم من بود

+نوشته شده در جمعه 1390/11/07 ساعت توسط --- | |

تنهام

+نوشته شده در سه شنبه 1390/11/04 ساعت توسط --- | |

خدایا در انجماد نگاه های سرد این مردم دلم برای جهنمت تنگ شده...

+نوشته شده در شنبه 1390/11/01 ساعت توسط --- | |

امروز ترک خوردم..نه شکستم...

امروز به دنیا لعنت فرستادم..

به همه چی به همه کس..

امروز سیر شدم..از تمام زندگی سیر شدم..

امروز دوم دی ماه 90 شاید بدترین روز زندگی من بود...

خیلی سخته کسی که چندسال بهش تکیه کردی بشه عین همه و راحت بهت کنایه بزنه...

بهت شک کنه...

بهت تهمت بزنه...

تهمت بزرگ دروغگویی...

امروز خورد شدم....................................

+نوشته شده در جمعه 1390/10/02 ساعت توسط --- | |

وقتی از زمین بگریزم آسمان در آغوش من است

+نوشته شده در دوشنبه 1390/09/28 ساعت توسط --- | |

تمام لحظه هایم بغض

تمام لحظه هایم اشک

...

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

+نوشته شده در چهارشنبه 1390/09/16 ساعت توسط --- | |

دیگه از بگو مگو خسته شدم...

+نوشته شده در یکشنبه 1390/08/29 ساعت توسط --- | |

احساس میکنم دوستم داره و تموم افکارم اشتباه بوده

وقتی هست خوشحالم.هر دو خوشحالیم...

+نوشته شده در دوشنبه 1390/08/09 ساعت توسط --- | |

فکر میکردم کسی دوستم داره که حتی اگه یه روز ازش جدا بشم هیچوقت منو فراموش نمیکنه...

فکر میکردم جوری دوستم داره که نمیتونه منو از ذهنش پاک کنه حتی اگه نباشم...

من هنوز هستم اما دارم از زندگیش محو میشم...

تو دنیاش حضور دارم اما داره فراموشم میکنه...

کی راست میگه؟

کی واقعا ادم و دوست داره؟

حرف چه کسی رو وقتی میگه همیشه دوستت دارم باید باور کرد؟


+نوشته شده در جمعه 1390/08/06 ساعت توسط --- | |

تنهایی درد ٍ واسه من اما حقارت نداره

دلای این ادمکا به خوبی عادت نداره

..........

+نوشته شده در چهارشنبه 1390/08/04 ساعت توسط --- | |

من از دستش ناراحتم ولی اون باهام سرسنگینه...جالبه!!!!!!!!!!!

نمیدونم اصلا کسی هست که منو دوست داشته باشه؟

فکر نمی کنم...

+نوشته شده در دوشنبه 1390/08/02 ساعت توسط --- | |

امشب خیلی احساس تنهایی کردم

چند شبه حتی شب بخیر بهم نمیگه،حتی نمیگه خوابم میاد،همینجوری بدون هیچ حرفی میخوابه

دلم خیلی گرفت...

+نوشته شده در یکشنبه 1390/08/01 ساعت توسط --- | |

دارم با تموم احساسات بد میجنگم و از زندگی لذت می برم...

+نوشته شده در جمعه 1390/07/22 ساعت توسط --- | |

خسته شدم بس که از درد نوشتم

دلم میخواد ارزو کنم اما نمیدونم چه ارزویی

الان بزرگترین غصه ی من اینه که کسی که احساس میکردم منو بیشتر از همه دوست داره

فراموش کرده که دوسم داره...یا شاید نداره نمی دونم...........

این روزا کسی رو ندارم که باهاش از بغضی که راه گلوم و بسته حرف بزنم

هیچکس نیست هیچکس....

نمیذارن خودم رو پیدا کنم...

دارم به خودم ضربه میزنم و میدونم که چند سال دیگه محاله خودم رو به خاطر خراب کردن این روزا ببخشم...

ارامش ندارم و نمی دونم چه جوری فقط یه ذره ارامش پیدا کنم

+نوشته شده در جمعه 1390/07/08 ساعت توسط --- | |

فقط واسه تو نوشتم عزیزم

رمزش رمز همون مطالب قبلیه


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه 1390/05/24 ساعت توسط --- | |

فکر میکردم خیلی دوسم داره اما نداشت...

فکر میکردم ازش جدا نمیشم اما شدم...

فکر میکردم تنهام نمیذاره اما گذاشت...

فکر میکردم واسش مهمم اما نبودم...

دلم خیلی گرفته.پر از دردم...

زندگی خیلی تلخه وقتی کسی که همه ی زندگیته تو رو به سرگرمیای زودگذرش می فروشه...

حالا دیگه تنهای تنهام

چهار روزه دارم گریه میکنم اما اشکام تمومی نداره...

باور نمیکنم.یعنی تموم شد؟؟؟

+نوشته شده در پنجشنبه 1390/05/06 ساعت توسط --- | |

تو هم به دردهايم اضافه شدي

+نوشته شده در شنبه 1390/02/03 ساعت توسط --- | |

حالا که دارم به آخر می رسم تازه میفهمم که چقدر زندگی رو دوست دارم...

+نوشته شده در جمعه 1390/01/19 ساعت توسط --- | |

دیروز دلم یه زخم عمیق برداشت

+نوشته شده در پنجشنبه 1390/01/11 ساعت توسط --- | |

یاد من باشد تنها هستم

ماه بالای سر تنهاییست

+نوشته شده در دوشنبه 1390/01/08 ساعت توسط --- | |

دستاشو باز کرد و بغلم کرد

منو به خودش فشرد

لباشو گذاشت رو لبامو ...

لحظه های قشنگ سخت به وجود می یاد اما ساده می شکنه

من دلبسته ی اون چشمام

دلبسته ی اون لبها

دلبسته ی اون دستا

سوالای دیشبش داره تو گوشم صدا می کنه:

چرا اینجوری می شه؟

چرا اینجوری شده؟

چی میخواد بشه؟

ای کاش منو می فهمید...

 

+نوشته شده در یکشنبه 1390/01/07 ساعت توسط --- | |

دارم از نفس مي افتم تو هجوم سايه ها

كاشكي بشكنه دوباره بغض اين گلايه ها

اون كه مي شكنه تو چشماي تو تصوير منه

گم شدن تو اين شب برهنه تقدير منه

+نوشته شده در یکشنبه 1390/01/07 ساعت توسط --- | |

یکی بهم کمک کنه...دارم می افتم

+نوشته شده در شنبه 1390/01/06 ساعت توسط --- | |

این زندگی نامرد زیاد داره

من این زندگی رو نمیخواااااااااااااااااااااام

+نوشته شده در جمعه 1389/12/27 ساعت توسط --- | |

دلم واسه یه خنده از ته دل خیلی تنگ شده...

۸۹ هم تموم شد و من هنوز تموم نشدم...

زندگی دیر می گذره...سخت می گذره...

+نوشته شده در جمعه 1389/12/27 ساعت توسط --- | |

همیشه جمعه ها بدترین روزای عمرمه...

+نوشته شده در جمعه 1389/12/20 ساعت توسط --- | |

و عشق صدای فاصله هاست...

صدای فاصله هایی که غرق ابهامند...

+نوشته شده در پنجشنبه 1389/12/19 ساعت توسط --- | |

تنهاترینم نکن...تنها نذار منو...

+نوشته شده در شنبه 1389/12/14 ساعت توسط --- | |